منو

29
یکشنبه, می

بر زورقی سوراخ...! 02-12-99

یادداشت مدیر مسئول

اكبر نعمت الهي

می گویند چند ایرانی در روزگار ماضی سوار زورقی بودند و در آب دریا گم شدند و سر از افریقا درآوردند. قبیله ای آدمخوار آنها را محاصره کردند و اسیر گرفتند. در آنجا رئیس قبیله از آنها پرسید که چه جور مرگی را انتخاب می کنند. یکی از آنها گفت از پوستم برای ساختن قایق استفاده کنید که تا ابد با آب و دریا خویشاوندی داشته باشم. رئیس قبیله قبول کرد. دومی و سومی هم، چنین گفتند. در این حال نفر چهارم را دیدند که به بدن خود چاقو می زند. گفتند چرا چنین می کنی؟ گفت می خواهم قایقتان را سوراخ کنم!

حکایت امروز ما و لجبازی سیاستمداران که نه، سایه های قدرت است که چون به اصطلاح می خواهند ایران را ضدآمریکایی جلوه دهند سر از سوراخ روسیه درآورده اند و از آن سو از قرارهای بین المللی بیرون می آیند که چه؟

اکنون دیگر سخن جناب ظریف کاملا خالی از مصداق است که مردم ایران خودشان این راه را انتخاب کرده اند.

اگر بپرسند که کدام از مردم به سوراخ کردن قایق رای داده اند تنها می توان گفت الله اعلم. ما که ندیدیم و نمی شناسیم!

دولت بایدن برای ایران یک انتخاب موافق بود. کما اینکه به تعبیری دولت اوباما بود. البته که دولتمردی در آمریکا باید پاسخگوی جریانهای قدرت باشد و نمی تواند ناگهان همه بار خود را در یک چمدان بگذارد.

تقریبا چهل روز از انتخاب بایدن می گذرد و بایدن هنوز با نتانیاهو تماسی برقرار نکرده است. نتانیاهو البته می کوشد به روی خود نیاورد که چقدر از این بابت ناراحت و خشمگین است اما بایدن تا زمانی که او حکم شهرک سازی در سرزمینهای فلسطینی را برقرار نگه دارد نمی تواند چشم انتظار نگاه مثبت بایدن باشد.

از این طرف ایران است که روبروی بایدن قایق را سوراخ می کند تا مبادا به درد کسی بخورد. بی کفایتی مدیریتی خود را نمی توانیم به گردن دیگران بیندازیم. حکومتداری به این نیست که ابر و باد و مه و خورشید و فلک همه در کار باشند تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری!

ما نیازمند بهره گیری از فرصتها هستیم. چه کسی می تواند بگوید شرط بندی روی روسیه و چین می تواند به ما کمک کند تا از این باتلاق به سلامت عبور کنیم؟ روسیه ای که اکنون از نیمی از دنیا رانده شده و تنها ایران را دستمالی فرض می کند که با آن دستهای خود را خشک کند. همه فناوری عقب مانده روسیه بعد از چرنوبیل به همت دلارهای نفتی ایران احیا شد زیرا هیچ کشوری حاضر نبود برای برنامه هسته ای اش به سوی روسیه بشتابد و این نکته ای است که خود روسها هم اعلام کرده اند.

اگر فکر می کنیم روسیه و چین به رفتار ما در قبال پروتکل الحاقی نظر مساعد می دهند اشتباهی مهیب کرده ایم. روسیه و چین اینک به شدت اسیر فشارهای حقوق بشری هستند و نمی توانند در کنار مشکلات خود بار کج یکی دیگر را هم به دوش کشند و از همین روست که وزیر امور خارجه روسیه رسما ناخرسندی روسیه را از رفتار هسته ای ایران ابراز کرده و در حقیقت اعلام کرده که از کشیده شدن پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت حمایت نخواهد کرد و چیزی را وتو نخواهد کرد.

با این همه تناقض همچنان به خود چاقو می زنیم تا قایقمان به دست دشمن نیفتد. منطق رفتار دیپلماتیک این نیست. باید تکلیف خود را با دنیا روشن کنیم. اگر می خواهیم وارد چالشی جدی با جهان ـ بیش از آنکه اکنون هست ـ بشویم دیگر نمی توانیم به دوستان عزیزی که با اتکا به نپیوستن به لوایح چهارگانه مشغول سرمایه گذاری در امور مسکن ترکیه و امارات هستند و در این زمینه جشن هم می گیرند، باج دهیم.

باید همه شرایط را به نفع نوعی مقاومت آماده کنیم. البته که دوستان قبل از این سرمایه های حرام خود را از ایران خارج کرده اند و در غربت شعار مقاومت می دهند.

ما که مطمئنیم خودمان هم نمی دانیم از چنین مقاومتی قرار است چه چیزی نصیبمان شود. فقط می دانیم که نام ما در تاریخ به عنوان مثال فرصت سوزی و استفاده نادرست از نعمات الهی که نصیبمان شد و نتوانستیم از آن بهره گیریم برده می شود.

امام حسن مجتبی(ع) چنین روزهایی را می دید و پیامبر(ص) در حدیبیه از چنین فرجامی جلوگیری کرد.