منو

17
چهارشنبه, آگوست

یادداشت روز - یک جلوش بی نهایت صفرها...25-8-98

روزنامه ثروت


حمیدرضا زاهدی
یک جلوش بی نهایت صفرها...

فرجام بسیاری از اطلاعات داده ها درباره فساد اقتصادی تنها این بود که مردم به تعداد صفرهای دزدی و اختلاس عادت کردند. وگرنه نه پولی به بیت المال برگشته و نه کسی جزایی دیده است که اگر روشها مناسب و مفید بود این بیماری دامن نظام را چنین نمی گرفت.
این که بدانیم فساد در میان برخی مسئولان کشور به یک پدیده ساختاری بدل شده است، دشوار نیست. همه ما می دانیم که در دوره احمدی نژاد بیش از هفتصد میلیارد دلار درآمد نفتی حاصل شده ولی شاید نیمی از این درآمد هم به خدمت توسعه و رشد کشور درنیامده است. به تعبیری اگر درآمدهای هنگفت نفت و دیگر درآمدهای کشور درست هزینه می شد، شاید خیلی از مشکلات ساختاری کشور حل می شد. اما نه تنها این کار نشد بلکه برعکس...
رئیس جمهوری در سفر به یزد با دو روی متفاوت از برخوردهای مردمی روبرو شد. در بحث فساد برخی که کاملا معلوم بود سازماندهی شده اند شعارهایی را به سمت دولت نشانه گرفتند و برخی دیگر به ابراز احساسات پرداختند. اما مبارزه با فساد مشخصات دیگری دارد. با هیجان و شعار موافق و مخالف نیست. مگر می شود کسی از ریخت و پاش بیت المال و فساد و تبهکاری اقتصادی دفاع کند؟ مگر این که خود حلقه ای از زنجیره فساد باشد.
ما که در زمینه تبهکاری مالی و برخورد با آن، این همه مشکلات داریم، چگونه است که از اف ای تی اف و لوایح مالی که از ابزارهای کنترلی فساد و تبهکاری است چنین بیزاریم.
کسی که در مبارزه با فساد عزم جدی دارد از تصویب این لوایح نمی هراسد.
اگر واقعیت موضوع را بخواهیم چنانچه دولت در مبارزه با فساد به اندازه کافی جدی بود اکنون برخی وزیران در کابینه نبودند. کسانی که در این شرائط اقتصادی دستشان در واردات خودروهای لوکس گیر است نباید در کابینه جایی می داشتند و این ایراد جدی ای است که به دولت وارد است که افراد شبهه ناک و پرونده دار یا مورد سئوال نباید در دولت جایی می داشتند و متاسفانه دارند. چه کسی خانه اش را ـ دور از جان ـ به دست یک فاسق فاجر می سپارد؟
سرنوشت بسیاری از پولهایی که از بانکها یا منابع دولتی غارت شده است به دست خود دولت است. وقتی دولت بدهی صندوقها و موسسات مالی و اعتباری را به حساب ملت می گذارد و از بیت المال می پردازد و معلوم نمی شود که دست اندرکاران صندوقها چه شدند و سر پولهای ربوده شده چه آمد سرنوشت ما مشخص است.
در همین شرائط بسیاری از پرونده های گذشته و حال در حال تعلیق اند. سازمانهای اطلاعاتی و امنیتی به جای تمرکز افراطی بر دستگیری عوامل دشمنان می توانند این عوامل را که بیش از دشمنان بر پیکر نظام می کوبند تحت تعقیب قرار دهند.
این حجم از فساد مالی و تبهکاری های اقتصادی ناکارآمدی سازمانهای بازرسی را نشان می دهد.
مبارزه با فساد را نباید به تابلویی برای تبلیغات تبدیل کرد. همه می دانیم که در مبارزه با فساد خط قرمزهایی هست و عده ای با تکیه زدن بر برخی مناصب از رانت برائت ابدی برخوردارند پس نباید مدام این شعار را تکرار کرد و از آن تابلو تبلیغاتی ساخت. قوه قضاییه و قوه مجریه نباید مبارزه با فساد را به محملی برای کوبیدن یکدیگر و مبارزات انتخاباتی بدل کنند زیرا فرجام این امر ناخرسندی و نارضایی بیش از پیش مردم خواهد بود و به ناامیدی آنان می انجامد.
مبارزه با فساد اقتصادی باید به گونه ای باشد که مردم آن را واقعی بپندارند نه این که مردم را به ورطه یاس مطلق از تغییر بکشاند.
فساد در داخل نظام دیگر از دانه درشتی می گذرد. حالا اعداد کلاهبرداری و اختلاس به یک جلوش بی نهایت صفرها شبیه شده است.