منو

03
چهارشنبه, جون
46 مطالب جدید

ورشکستگی!5-6-98

خبرها

اكبر نعمت الهي

در اواخر حکومت اوباما در دوره رکود جهانی اقتصاد، اوباما با تزریق مقادیری کلان از منابع دولتی به اقتصاد رکود را برهم زد و اقتصاد را از ورشکستگی رهانید. در آن هنگام بسیاری بر او انتقاد کردند که به جای کمک به مردم به سرمایه داران کمک کرده است. اما در نهایت درستی نظریه او ثابت شد و صنایع جان گرفتند و رکود از جامعه آمریکا رخت بربست. در ایران در دوره رکود برخی معتقدند باید پولی از دولت به جریان سرمایه تزریق شود. اما چون هویت سرمایه داران ما مشخص نیست این کار احتمالا به نتیجه معقولی ختم نشود.
وضع پس انداز مردم براساس آمارهای جهانی خوب نیست. یک سوم مردم پس انداز ندارند و یک سوم دیگر حداکثر سی درصد منابع خود را پس انداز می کنند. این وضع باعث رکود سنگین می شود. مردم پولی ندارند که پس انداز کنند و وقتی گردش سرمایه در جامعه رخ ندهد به رکود می انجامد. آنها که پول و ذخایر کلان دارند اهل سرمایه گذاری منابع مالی خود نیستند و ترجیح می دهند پولهای خود را صرف خرید خانه و ویلا در سرزمینهای دور و نزدیک کنند تا برای خود و نزدیکان خود هویت بین المللی بخرند.
مردم یا پس انداز ندارند یا میزان آن خیلی اندک است و اگر نبود سرمایه های رانتی و ... شاید همین میزان هم به دست نمی آمد. بانکها مکانهای مطمئنی برای سپرده های مردم نیستند. آنها که منابع دولت و بانکها را در چشم بر هم زدنی غارت کردند بیش از همه به اعتماد به نظام بانکداری لطمه زدند و مدیریتهای غلط و فامیلی بر بانکها پول مردم را از بانکها دور کرد.
این سرمایه ها و ذخیره ها می توانست به جای آن که در دست مردم سوخت شود صرف راه اندازی تولید و رونق دادن به آن شود. در سال رونق تولید می توان از زمان باقیمانده استفاده کرد و با تزریق اعتبارات خرید کالای ایرانی گردش مالی صنایع داخلی را بیشتر کرد تا با تزریق نقدینگی وضع صنایع بهتر شود و تولید رونق بگیرد.
متاسفانه این قضیه در ایران بد فهم شده است. به این نحو که دوستان کارخانه ها و صنایع بزرگ را میان خود تقسیم می کنند. منابع مالی بانکها را به جیب دیگر می کشند و از طرف دیگر به بهانه کمبود نقدینگی و اعتبار بخشی از زمینهای صنایع خود را هم که با زد و بند و از طریق دامادمداری به جیب زده اند، می فروشند و در کنار آن از جیب کارگران به حل مشکلات خویش می پردازند.
این که گره مشکلات کارخانه هفت تپه هر روز پیچیده تر می شود و تازگی هپکو هم به آن اضافه شده است، ناشی از همین سو رفتارهاست. ورشکستگی صنعتی که به زور در حال پاگرفتن بود هنر مدیرانی است که هر روز به بهانه ای بخشی از صنعت را می فروشند و از زمینهایش سواستفاده می کنند. وامهای دولتی و ارز دولتی را به دندان کشیده اند و کارگران معترض را سرکوب می کنندو...
باید برای بانکها اعتبار و منابع مالی فراهم کرد تا از طریق کمکهای مالی و تزریق بلاواسطه سرمایه به صنایع بتوان به نتایج بهتری در رونق تولید رسید.